1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

در سوگ آموزگار...

.
  

در سوگ آموزگار...

دبیر کل حزب آقای فواد پاشائی

 

با درود و احترام خدمت همرزمان و هموندان و خانمها و آقایانی که حضورتان در این مجلس، اگرچه برای ادای احترام به آموزگارمان، زنده یاد داریوش همایون است، ولی تردید ندارم با من هم عقیده‌اید که ایکاش آن آموزگار امروز در میان ما بود و ما در چنین مجلسی نبودیم.
ولی آرزوهای انسان، در بسیاری موارد، همچنان در دایرۀ ناشناخته‌ها باقی می‌مانند و این سرای ناپایدار هم گذراست و در گذر است، و همه از این کوچه می‌گذریم و به انتها می‌رسیم.
البته، برای بعضی از انسان‌ها این انتها معنا ندارد و زندگی آنها از طریق میراث آنها همچنان ادامه پیدا می‌کند و برای نسل‌ها، آموزه‌های آنها راه‌گشا میشوند. دوست فرزانه و آموزگار خوش‌فکر ما آقای داریوش همایون، از جملۀ این انسان‌های خردمند و راه‌گشا بود که نامش، افکارش، نظریه‌ها و راهکارهایش برای همیشه زنده خواهد بود.
من، در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی در ایران، اگرچه با نام دکتر همایون را به عنوان یک روزنامه نگار صاحب نام شنیده بودم که بعدها به وزرات رسید، ولی در سال‌های غربت و از زمانی که اولین نشست‌ها برای تاسیس سازمان مشروطه خواهان ایران صورت گرفت با دکتر همایون از نزدیک آشنا شدم و او را به عنوان یک شخصیت متفکر، یک تئوریسین، یک سیاست پیشۀ روشن، یک مدیر مدبر و در عین حال یک همرزم قابل اتکا شناختم و از همان سالهای دور، دوستی‌اش را غنیمت شمردم.
داریوش همایون به گفته و تایید دوستان و مخالفانش، یک کوشندۀ خستگی ناپذیر سیاسی بود که سیاست را ابزاری لازم برای خدمت به سرزمینی می‌دانست که بی‌اندازه به آن مهر می‌ورزید. تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین را دوست می‌داشت و برای برطرف کردن دشواری‌های امروز و فردایش، از این تاریخ بهره می‌گرفت. در فرهنگ ایران همواره غرق می‌شد و تشنگی پایان‌ناپذیرش برای آموختن را با چشمه‌های زلال این فرهنگ پاک، سیر می‌کرد. به کمبودها در خلاقیت‌های فرهنگی در دورۀ معاصر آگاه بود و بدون هیچگونه پرده پوشی، بسیاری از تولید کنندگان فرهنگی را به دلایلی چند، در ردیف مصرف کنندگان فرهنگی می‌دانست.
یکی از مشخصه‌های بارز دکتر همایون، رک‌گویی او و روشن‌گویی او بود. برای بیان فکر و عقیدۀ خود، واژه‌ها را در استعاره‌ها نمی‌پیچید و پیامش را روشن بیان می‌کرد. او در نوشته‌های خود که همیشه خوانندگان بیشماری داشت، نثری منسجم بکار می‌برد، به زبان فارسی تسلط کامل داشت و با آگاهی گسترده‌اش به زبان‌های هند و اروپایی، با ساختن معادل‌های درست و گویا، سهم ارزنده‌ای در تکمیل و پالایش زبان فارسی ایفا کرد. دکتر احسان یارشاطر در دفتر یادبود دکتر همایون در لوس انجلس نوشت:" در گذشت داریوش همایون یک ضایعه مهم فرهنگی و اجتماعی است از میان نویسندگان و متفکران ایرانی کمتر کسی را انسان میتواند به خوش فکری و اعتدال عقیده و بخصوص انصاف داریوش همایون یافت تحقیق تاریخ ایران در اواخر دوران پهلوی بدون توجه کامل به آثار داریوش همایون امکان پذیز نیست. "
اگر در عرصۀ این خدمات فرهنگی، بودند کسان دیگری که شانه به شانۀ آقای همایون می‌ساییدند، ولی بدون تردید، سهم ارزشمند او در دگرگون ساختن فضای سیاسی ایرانیان خارج از کشور در سال‌های تبعید، بی‌همتاست.
این آموزگار فرهیختۀ ما مشروطه خواهان، نه تنها بسیاری از ما را از جهان یک بعدی به گستره‌ای فراخ‌تر رهنمون کرد و ما را با مکتب تسامح کوروشی و بردباری ایرانی عمیقا آشنا ساخت بلکه این قول معروف و پرمعنا را بصورت یک باور درآورد که: با دوستان مروت، با دشمنان مدارا.
در همان حال به دگراندیشانی که تا چند سال پیش، حتا از سایۀ مشروطه خواهان هم پرهیز می‌کردند، فرهنگ همزیستی را معرفی کرد و این اندیشه را در میان ایرانیان نهادینه کرد که اگر من مخالف عقیدۀ شما هستم، این امر به مفهوم دشمنی نیست.
همین همزیستی مسالمت‌آمیز در بین ایرانیان، از مرزهای آمریکا و اروپا به درون ایران هم راه پیدا کرد و به باور من، یکی از دلایل محبوبیت آقای همایون در میان هم میهنان داخل و بویژه جوانان ایران، پیشگامی و پیش آهنگی او در ترویج این فرهنگ همزیستی است، چرا که او به همگان تاکید میکرد که خروج ایران از این مهلکۀ تاریخی و پیشرفت آن در آینده، تنها با اتکا به یک نوع اندیشه میسر و ممکن نمی‌شود و ایران آینده، به یکسان، به نیروهای مشروطه خواه لیبرال دمکرات و چپ میانه و دیگران نیاز خواهد داشت.
در تمامی مراسم یادبودی که طی هفته‌های اخیر، بنام و برای ادای احترام به بنیانگذار حزب مشروطه در نقاط مختلف آمریکا و اروپا برپا شد، این مخالفان گذشته و دگراندیشان امروز بودند که به نقش آقای همایون در دگرگون ساختن نحوۀ تفکر و نگاه گروه‌های سیاسی به یکدیگر و در کنار هم نشستن و با یکدیگر رایزنی کردن با هدف نجات کشور، تاکید کردند.
این میراث ارزشمند زنده یاد داریوش همایون، آنچنان پربها و پردامنه بوده که خوشبختانه بسیاری از آن سهم و ارثیه بردند، بویژه اعضای حزب مشروطه.
من نه تنها در کسوت مسئولیتی که در حزب دارم همواره از رایزنی‌های پر ارزش این آموزگار بهره‌مند می‌شدم، ولی بیشتر از آن به عنوان یک دوست، از داریوش همایون، بسیار آموختم و دوستی او را یکی از بهترین و با ارزش‌ترین یافته‌های زندگیم می‌دانم.
داریوش همایون، در تاریخ ایران نام ماندگاری خواهد بود.
بقول یکی از دوستان، هر یک از ما به رغم تلاشی که برای میهنمان، برای آزادی‌اش، برای برون رفتش از این فلاکت تاریخی می‌کنیم و در جنبش مدنی با هم میهنان درون کشور همراه‌یم، با اینحال واقعیت این است که در نزد نسل‌های آیندۀ ایران، نام و عنوانی نخواهیم داشت، ولی نام داریوش همایون، بخاطر نقش سازنده‌ای که در نهضت آزادیخواهی کنونی ایفا کرد، بخاطر خدماتش به فرهنگ سیاسی ایران، بخاطر سهم ارزنده‌اش به زبان پارسی و به مطبوعات ایران، برای آیندگان، نامی آشنا خواهد بود.
به گفتۀ زنده یاد احمد کسروی، در نهضت مشروطه هم، صودها هزار ایرانی کوشیدند، ولی امروزه ما تنها با نام و خدمات سرآمدان آن نهضت آشناییم. داریوش همایون، از جملۀ فرهیختگان ایرانی است که جایگاه شایسته خود را در تاریخ کشورش ثبت کرد، همچنانکه بذر خاطره‌های نیک‌اش را در ذهن و یاد ما کاشت که همواره گرامی خواهد بود.
من از این فرصت استفاد میکنم و از همه سازمان‌ها احزاب و گروه‌ها و افرادی که ظرف یک ماه گذشته از طریق تلفن فکس و ایمیل ابراز همدردی با ما کردند تشکر میکنم و امید‌وارم این فرهنگ دوستی و همراهی در فضاء سیاسی ایران نهادینه شود.
در عین حال از طرف خودم و کلیه اعضاء حزب به سرکار خانم هما (زاهدی) همایون جناب آقای اردشیر زاهدی و اعضای خانوادۀ همایون، به دوستانش صمیمانه تسلیت عرض می‌کنم.
سپاسگزارم.

پاينده ايران
زنده باد ملت ايران
حزب مشروطه ايران